محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
467
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
و قدرت خويش از دست بداد . او را به بند كشيدند و به خارج غرناطه تبعيد نمودند . پس از وفات الغنى بالله ، به پايتخت بازگرديد . در آغاز فرمانروايى سلطان محمد بن يوسف دوم به مقام وزارت بازگشت . اين بار نيز سيرت بد خويش آشكار ساخت و به آزار همگنان پرداخت . در شبى از شبهاى سال 797 ه / 1395 م جمعى از دشمنان به خانهاش هجوم بردند و او و دو پسرش و خادمانش را به وضع فجيعى كشتند . المقرى آن را از عبرتهاى روزگار مىشمارد ، زيرا او يكى از كسانى بود كه براى كشتن استاد خود ابن الخطيب كوشش بسيار به كار برد . خود نيز كشته شد ولى به گونهاى بس شنيعتر . « 20 » المقرى از ابن زمرك قصايد و موشحات بسيار نقل كرده است و از آن جمله است : يا آل نصر انتم سرج الهدى * فى كل خطب قد تجهم مظلم الفاتحون لكل صعب مقفل * و الفارجون لكل خطب مبهم و الباسمون اذا الكماة عوابس * و المقدمون على السواد الاعظم ابناء انصار النبى و حزبه * و ذوى السوابق و الجوار الاعظم « 21 » از مطالعهء اشعار ابن زمرك برمىآيد كه او در شاعرى بر استاد خود ابن الخطيب برترى داشته . بويژه موشحات او از آنچه از استادش باقى مانده بسى برتر است . هرچند در جنبههاى ديگر فكرى از استاد خود بازمىماند . از اعلام اين مكتب درخشان در كنار ابن الخطيب و ابن زمرك شاعران ديگرى هم بودهاند . از آن جمله هستند : ابو سعيد فرج بن لب ، او در سال 701 هجرى متولد شد و در سال 782 ه / 1380 م درگذشت . ابو سعيد يكى از استادان مدرسهء نصريه ( مدرسهء غرناطه ) بود . مدتى نيز
--> ( 20 ) . المقرى : نفح الطيب ج 4 / ص 286 - 290 . المقرى شرح حال ابن زمرك را از كتاب امير اسماعيل بن الاحمر كه معاصر او بوده است نقل مىكند . در ازهار الرياض ( ج 2 / ص 177 به بعد ) بسيارى از موشحات او را آورده است . خاورشناس بروكلمان ( ج 2 / ص 229 ) تاريخ قتل او را سال 795 ه / 1392 ذكر كرده است ولى ما روايت ابن الاحمر را ترجيح داديم . ( 21 ) . نفح الطيب ج 4 / ص 287 .